عيبجويى

عيبجويى يعنى در كمين شناخت عيوب ديگران بودن اين عمل به هر انگيزه‏اى كه باشد زيان آور است. اگر عيبجويى به انگيزه شايع كردن عيوب ديگران باشد آزار و آسيب به ديگران است و از باب ايذاء مؤمن نادرست است و موجب سردى روابط اجتماعى و احساس ناامنى در جامعه مى‏شود و اگر به اين انگيزه باشد كه شخص صاحب عيب را مورد سرزنش قرار دهد روابط فرد عيبجو با صاحب عيب سرد و ناسالم مى‏شود. عيبجويى حتى اگر صرفا براى شناخت عيوب ديگران باشد باز هم ناپسند است؛ زيرا اعتماد فرد عيبجو به ديگران اندك و سوءظن او به ديگران زياد مى‏شود و دچار تنهايى و انزوا خواهد شد. فرد عيبجو از برقرارى ارتباط صميمى با ديگران محروم است. اين محروميت او را از فوايد روابط برادرانه محروم مى‏كند و خداوند نيز كه پوشاننده عيوب ديگران است، از آشكار شدن عيب بندگانش ناخشنود خواهد بود.

پيامبر اكرم(ص) فرمودند:

لا تتبعوا عثرات المسلمين، فانه من يتبع عثرات المسلمين يتبع اللَّه عثراته، و من تتبع اللَّه عثراته يفضحه؛

لغزش‏هاى مسلمين را پى‏گيرى نكنيد، زيرا كسى كه در پى لغزش مسلمين باشد خداوند لغزش‏هايش را پى مى‏گيرد و كسى كه خداوند لغزش‏هايش را پى گيرد خدا او را مفتضح مى‏كند.

در جستجوى كشف عيوب ديگران بودن يعنى درخواست كردن كشف چيزى كه پوشيده ماندنش مقصود ستارالعيوب است، و اين مخالف با سنت خداست. بسا كه آگاهى از عيوب ديگران، موجب عادى شدن عيوب و گناهان در چشم انسان شود و زشتى گناه را نزد عيبجويان اندك سازد. پس بهتر است كه هر كس در جستجوى عيوب خويش و اصلاح آن‏ها باشد.

من نظر فى عيب نفسه اشتغل عن عيب غيره؛

كسى كه به عيب خويش بنگرد از عيوب ديگران منصرف مى‏شود.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2003  www.momenin.org