سیدعلی اندرزگو در هيجدهم ماه رمضان سال 1316 هجري شمسي، به دنيا آمد. به علت تقارن ولادتش با ايام شهادت امير مؤمنان(علي)(ع) او را علي ناميدند.

پسري كه در بازي سرنوشت ‌سال ها از اين نام استفاده نكرد و در غربت و تنهائي به سر برد و حتي در داخل خانه نيز در استفاده از نام سيد علي، محذور و معذور بود.

او همانند تمامي همسالان پس از رسيدن به سن هفت سالگي، براي فراگيري علم و دانش، قدم به مدرسه گذاشت و در دبستان فرخي كه در نزديكي محله‌شان بود، ثبت نام كرد. پس از طي دوران ابتدائي، به علت فقر خانوادگي و براي كمك به معيشت خانواده، ترك تحصيل كرد و وارد بازار كار شد. و براي فراگيري دروس حوزوي به مسجد محل شتافت و در نزد اساتيدي چون حجج اسلام آقايان بروجردي و ميرزا علي اصغر هرندي به یادگیری علوم اسلامی پرداخت.

پس از آن بنابر شرايطي كه بعد از اعدام انقلابي حسنعلي منصور براي او فراهم شد، ابتدا مدتي به قم رفت و پس از مدت زماني، راهي نجف اشرف شد . پس از بازگشت از عراق، مجدداً در حوزه علميه قم، مشغول به تحصيل گرديد. در اين مدت از محضر آيات الله مشكيني و مكارم شيرازي از درس تفسير و اخلاق بهره‌ها برد و از محضر آقاي دوزدوزاني، قوانين و لمعه را فرا گرفت.

سيد علي اندرزگو كه با نام شيخ عباس تهراني در حوزه علميه قم رحل اقامت افكنده بود، به علت فعاليت‌هائي كه داشت مورد شناسائي قرار گرفت و از لباس روحانيت خارج شد.

ا و به چيذر آمد و در مدرسه اي كه توسط حجت ‌الاسلام سيد علي اصغر هاشمي تأسيس شده بود،‌پناه گرفت و در آنجا به دروس حوزوي، ادامه داد.

ولي دست تقدير، پس از چند صباحي، مجدداً او را آوارة ديار غربت كرد، تا پس از رفت و آمدهاي طاقت فرسا به افغانستان و در كنار حريم رضوي سكني گزيد. شهيد اندرزگو در مشهد نيز در درس مرحوم اديب نيشابوري حاضر شد. و در حسينيه اصفهاني ها در بازار سرشور نيز در درس آقاي موسوي شركت كرد.

مهمترين شغل شهيد اندرزگو مبارزه با رژيم طاغوت بود و براي رسيدن به هدف حرفه‌هاي فراواني را تجربه كرد، همچون روضه‌خواني، تسبيح فروشي، نجاري، طبابت سنتي، ساختمان‌سازي و... او با خانواده عزت الله سيل‌پور وصلت كرد. اين ازدواج چهار پسر (مهدي، محمود، محسن و مرتضي) به يادگار گذاشت. استفاده از پوشش‌هاي مناسب، تسلط به اصول پنهانكاري، رازداري، قدرت ايفاي نقش‌هاي مختلف و صحبت كردن با لهجه‌هاي مختلف و تغيير قيافه و... از سيد علي مبارزي فعال و از نيروهاي ساواك صياداني سرگشته ساخت. او هربار با نام و شناسنامه‌هاي متفاوت به شهرستانهاي مختلف سفر كرده و به مبارزاتش ادامه مي‌داد. سرانجام ساواك كه به نامهاي مستعار او پي برده بود بوسيله كنترل تلفن يكي از دوستانش او را به دام انداخت و چنين بود كه در روز 9 رمضان 1357 نزديك افطار با زبان روزه همچون مولايش علي به شهادت رسيد.

منبع:كتاب ياران امام به روايت اسناد ساواك

http://www.sajed.ir/

http://www.sobh.org/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2003  www.momenin.org