اصول تربيت از ديدگاه حضرت امام (قدس سره)

نظرات تربيتي امام خميني (قدس سره) بر اصول و قواعد استوار است، که مهم ترين آن ها عبارت است از :
1.تکيه بر اصلاح خود؛ امام راحل (قدس سره) مي فرمود: کساني که مي خواهند در اين عالم تربيت کنند ديگران را، قبلا خودشان تزکيه شده باشند، تربيت شده باشند. (1)
2. تقدم تزکييه بر تعليم ؛ امام خميني (قدس سره) تقدم تزکيه بر تعلم را به عنوان يک اصل راهبردي بارها ياد آور شده است : کوشش کنيد که تربيت بشويد و تزکيه بشويد، قبل از اين که تعليم و تعلم باشد. کوشش کنيد که همدوش با درس خواندن و تعليم، تربيت باشد، که او مقدم است به حسب رتبه بر تعليم و بر تلاوت آيات و بر تعليم کتاب و حکمت . (2)
اين اصل اتخاذ شده از سوي حضرت امام (قدس سره) مستفاد از آيات قرآني است که در سه مورد تزکيه و تربيت را بر تعليم مقدم داشته است. (3) امام خميني (قدس سره) علم بدون تزکيه و تربيت را منشأ و سرآغاز بسياري از خطرها و انحرافات مي داند و مي فرمايد :
... مهم تربيت است. علم تنها فايده ندارد، علم تنها مضر است. گاهي اين باران که رحمت الهي است وقتي به گل ها مي خورد، بوي عطر بلند مي شو؛ وقتي که به جاي کثيف مي خورد، بوي کثافت بلند مي شود؛ علم هم همين طور است که اگر در يک قلب تربيت شده علم وارد بشود، عطرش عالم را مي گيرد. و اگر در يک قلب تربيت نشده يا فاسد بريزد... ، اين ، فاسد مي کند عالم را ... . (4)
3. تداوم تربيت ؛ امام بزرگوار همه انسان ها را از بدو تولد تا آخرين روز زندگي نيازمند تعليم و تربيت مي داند و مي فرمايد :
همه جمعيت دنيا احتياج به تعليم و تربيت دارند. هيچ کس نمي تواند ادعا کند که من ديگر احتياج ندارم به اين که تعليم بشوم و تربيت بشوم. رسول خدا هم تا آخر احتياج داشت، منتها احتياج او را خدا رفع مي کرد. ما همه احتياج داريم . (5)
4. اصل تکرار و تلقين ؛ توجه به اين اصل را مي توان از نو آوري هاي تربيتي حضرت امام (قدس سره) دانست. ايشان در اين باره مي فرمايد : اگر بخواهيد يک بچه اي را تربيت بکنيد، بايد يک مسأله را چندين دفعه با چند زبان، با چند وضع، به او بخوانيد. مطلب يکي باشد، لکن طرز بيان اين ها؛ به طوري که در قلب او نقش ببندد . (6)
5. جهت دار بودن تربيت ؛ آياتي که محور تعليم و تربيت انبيا را اخلاص و توجه تام به مبدا هستي معرفي مي کند، منشأ و محور تأکيد فراوان امام خميني (قدس سره) نسبت به جهت دار بودن امر تعليم و تربيت است: و از همين جا مي توان گفت : تفاوت اسلام با ديگر مکاتب تربيتي آن است که آن ها خود را محدود به هر يک از اهداف مورد نظر در مباني تربيتي خويش مي دانند، ولي اسلام حرکت تربيت را به سوي خدا و توجه به او معرفي مي کند؛ از اين رو در سازندگي فرد يا سازندگي و بالندگي اجتماع خود را محصور و محدود نمي کند.
... تمام انبيا، معلم ها هستند و تمام بشر ، دانشجو. انبيا مکتبي دارند که در آن مکتب مي خواهند اين موجود دو پايي که بدترين موجودات است و اگر رها بشود خطرناک ترين موجودات عالم است، اين را به راه مستقيم، به صراط مستقيم هدايت کنند... عالم يک دانشگاهي است و انبيا و اوليا و تربيت شده هاي آن ها، معلم هستند و ساير بشر دانشجو ... وظيفه ي معلم، هدايت جامعه است به سوي الله و وظيفه دانشجو، تعلم .(7)

پي نوشت :

1. صحيفه امام، ج 14 ، ص 391.
2. همان، ج 13، ص 507.
3. البقره (2): 151 و آل عمران(3): 164 و جمعه (62): 2.
4. صحيفه امام ، ج 14، ص 40.
5. همان، ج 17، ص 237.
6. همان ، ج 10، ص 34.
7.همان ،ج13،ص 172.

http://www.rasekhoon.net/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2003  www.momenin.org