حقیقت تقوی

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت است که: ای که شب ها بیدار و روزها روزه داری و پوستت آب شده است! به آنچه داری شادمان مباش که خداوند هیچ عملی را بدون تقوی نمی پذیرد. پس تقوی آن است که از گناهان و دنیا پرستی پرهیز شود.

در تورات نوشته است که: چهار چیز در چهار چیز نهفته است: سلامتی در سکوت، عافیت در ترک ریاست، شرافت در تقوی و محبت در ترک فزونی های [مال و کلام یا ترک دخالت های بی جا].

معدن تقوی

در حدیث نبوی است که: هر چیزی را معدنی است و معدن تقوی دل های عارفان است. یعنی هر چیزی را اقامتگاه و نیز محل استخراجی است که جز در آنجا یافت نمی شود و در غیر آن به دست نمی آید و معدن تقوای الهی، دل های عارفان است، زیرا آنهایند که خدا را شناخته و از او بیم دارند.

ابو عبدالله حزلی گوید: در دنیا چیزی گران تر از دل و وقت تو نیست و تو دلت را نسبت به مشاهده عیوب ضایع ساخته و وقتت را نسبت به ممارست بر آداب نفوس تباه گردانیده ای. بنابراین گران ترین چیزهای خود را تباه نموده ای.

پرسش از بنده

در مجالس صدوق از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت است که: روز قیامت بنده قدم از قدم بر ندارد تا از چهار چیز مورد پرسش قرار گیرد: از عمرش که در چه راهی صرف کرده و از جوانی اش که در چه کهنه ساخته و از مالش که از کجا به دست آورده و در چه خرج نموده و از دوستی ما خاندان.

یکی از عارفان از مردی پرسید: راحتی در چیست؟ گفت: در پاکی کف دست. پرسید: پاکی کف دست در چیست؟ گفت: در برائت و پاکی درگاه. پرسید: برائت درگاه در چیست؟ گفت: در ناله و فریاد فراوان. پس وی بیرون رفت و می گفت: پس در این حالْ راحتی من در راحت من [کف دستم] است.

مَثَل تقوی

مَثَل تقوی مانند آبی است که در نهری جاری است و مَثَل طبقات آن در معنی آن مانند انواع و الوان درختانی است که بر لب آن نهر کاشته شده و هر کدام به قدر و اندازه جوهریت و طعم و لطافت و ضخامت خود از آن نهر می مکند و منافع آفریدگان از همین درختان و میوه ها با توجه به قدر و قیمت هر کدام از آنهاست. خدای متعال فرموده: درختانی که از یک اصل و ریشه و یا ریشه های متعدد می رویند و با اینکه همه از یک آب سیراب می شوند پاره ای را در خوردن بر پاره ای دیگر برتری می دهیم. پس تقوی برای طاعات مانند آب برای درختان است و مَثَل اندازه های ایمان مَثَل طبایع درختان و میوه ها در رنگ و مزه آنهاست.

پس هر که درجه ایمانش بالاتر و جوهر روحش شفاف تر باشد باتقوی تر است و هر که چنین باشد عبادتش خالص تر و پاکیزه تر و هر که چنین باشد مراتبش قوی تر است و هر عبادتی که بر اساس تقوی بنا نشده باشد غباری پراکنده است.

خدای متعال فرموده: آیا آن کسی که بنیان خود را بر تقوی و رضوان الهی تأسیس کرده بهتر است یا آن که بنیانش را بر لب پرتگاهی مُشرف به ویرانی پایه گذاری کرده است که به زودی او را در آتش دوزخ سرنگون سازد؟

حدیث نبوی

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اهل نجات کسی است که در گرفتن و دادن، تقوای الهی را در نظر گیرد و به ریسمان وَرَع چنگ زند و مردم در این دو خلصت دو دسته اند: خاص و عام. گروه خاص در ریزه کاری های ورع می نگرد، پس چیزی را نمی گیرد تا به حلال بودنش یقین حاصل کند و اگر تشخیص آن بر او مشکل شد تنها به وقت ضرورت از آن بر می گیرد. و گروه عام به ظاهر می نگرد، پس هر چه را که نیافت و ندانست که غصبی و دزدی است برمی گیرد و گوید: مانعی ندارد، برای من حلال است. و در این مورد شخص امین کسی است که به حکم خدا بگیرد و در راه رضای او خرج کند.

اثرِ عصیان

عزیزی گفته است که: چون من از حضرت حق تعالی عاصی شوم اثر آن در همسایه و دوستان می بینم که به من بی وفایی کنند و در اهل و بنده و کنیزک مشاهده می کنم که مرا عاق شوند و اطاعت نکنند و در ستوران نیز می دانم که مرا رام نشوند و لگد بزنند.

عمل به تقوی

در سفارشات پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که: ای اباذر! به عمل به تقوی بیشتر اهتمام وَزر تا عمل به غیر تقوی؛ چه هیچ عملی با تقوی اندک به شمار نیاید. ای اباذر! مرد از پرهیزکاران به شمار نیاید تا اینکه به حساب خود برسد سخت تر از رسیدگی شریک به حساب شریک خود تا بداند خوراک و نوشیدنی و پوشاکش از کجا به دست آمده، از حلال است یا از حرام؟

ای اباذر! محبوب ترین شما نزد خدای بزرگ کسی است که بیشتر به یاد خدا باشد و گرامی ترین شما نزد خدای بزرگ پرهیزکارترین شما است و نجات یابنده ترین شما از عذاب خدا کسی است که خوفش از او بیشتر باشد. ای اباذر! پرهیزکاران کسانی اند که در مورد چیزهای غیر حرام از خدا پروا می کنند از بیم آنکه در شبهه افتند. ای اباذر! هر کس خدای بزرگ را اطاعت کند همانا یاد خدا نموده هر چند نماز و روزه و خواندن قرآنش اندک باشد.

ای اباذر! ریشه دینْ پرهیزکاری است و سرِ آن فرمان برداری است. ای اباذر! پرهیزکار باش تا عابدترین مردم باشی و بهترین جزء دین شما ورع است. ای اباذر! فضل علم از فضل عبادت بیشتر است و بدان که اگر آن قدر نماز گذارید تا چون ستاره ای کمانی [باریک و لاغر اندام] شوید و آن قدر روزه بدارید تا چون کمان خمیده گردید به حال شما سود نبخشد جز این که با ورع همراه باشد. ای اباذر! اهل ورع و زهد در دنیا حقاً اولیای خدا هستند.

نَسَب الهی

از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کنند که: چون روز قیامت شود خدا می فرماید: ای مردم! من نَسَبی قرار دادم، شما هم نسبی قرار دادید. من گرامی ترینِ شما را پرهیزگارترین شما قرار دادم و شما گرامی ترین خود را داراترین خودتان. امروز من نَسَب خود را برمی دارم و نسب شما را در میان می نهم. پس امروز کجایند پرهیزگاران که نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهی دارند.

پدیدآورنده: عبدالصمد همدانی

http://www.hawzah.net

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2003  www.momenin.org