وصیت نامه افضل الدین محمد تبریزی

ذکر خدا

ای فرزند! باید که همیشه زبانت در ذکر خدا باشد و دلت در فکر خاتمت و آخرتْ و اورادها معین کنی و ملازمت نمایی و هم چنان که نفس بی قوت نتواند به سر بردن، البته هر روز جویای آب و نان باشد جان را نیز قوتی است همچو علم و عمل، اگر از وی بازگیری وی را در هلاک اندازی؛ و بدان که هر ذکری را جداگانه فضیلتی است و هر وقتی را منزلتی. آن ذکر و آن وقت همچو صیدند و تو صیاد، زنهار چنان کن که پیوسته دام گذاشته باشی، نتوان دانست گاه باشد که تو دام از برای عصفور نهاده باشی ناگاه شاهباز سفیدی در دام افتد که لایق دست پادشاه باشد و به سبب آن تو مقرّب پادشاه گردی.

طاعت و اخلاص

هم چنان که دنیا دام نهاده است و دانه طمع در آن پاشیده، تو نیز دام دین بگذار و دانه طاعت و اخلاص در آن دام نه تا مگر آخرت به دام تو درآید.

اگر بی فایده خواهی گفت از هزار یکی مگو، می باید که هر چه گویی از بهر خدا گویی و اگر نگویی هم بهر خدا بود. رستگاری در کم گفتن بود مَنْ صَمَتْ نَجا

خاموشی

;تو را دَه پند گویم گر نیوشی                     ;یکی کم گفتن است و نُهْ خموشی

;ز خاموشی است بر دست شهان باز         ;که بلبل در قفس مانده است از آواز

ای فرزند! بدان که ما را مقصود از خاموشی، ذکر دنیا بود، اما زبان باید که همیشه [به ذکر حضرت مولا [گویا بود که عبادت های دیگر چون پوست است و ذکر حق همچون مغز، چنانکه در کلام مجید وارد است: وَ لَذِکْرُ اللّهِ اَکْبَرُ و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله پرسیدند که از اعمالْ کدام فاضل تر است فرمود که آنکه بمیری و زبان تو تر بود به ذکر خدای تعالی. و فرمودند: که ذاکر در میان غافلان همچون زنده بود در میان مردگان. و معاذ گوید که: اهل بهشت بر هیچ چیز حسرت نخورند مگر بر آنکه یک ساعت از ایشان گذشته باشد [در دنیا که ذکر خدای تعالی نکرده باشد].

منشور ولایت

نقل است که در بهشت، صحراها است؛ هر وقت که بنده به ذکر مشغول شود فرشتگان از بهر وی درخت ها می نشانند. چون بنده از ذکر فرو ایستد فرشته نیز از نشاندن درخت باز ایستد. فرشته را گویند چرا باز ایستادی؟ گوید: از آنکه آن کس که از بهر وی درخت می نشاندم ایستاده.

گفتند که: ذکرْ منشور ولایت است، هر که توفیقِ ذکر دادند منشور ولایت کرامت کردند و هر که را ذکر از وی باز ستدند وی را معزول کردند.

ای فرزند! چون در قیامتْ درجاتِ اهل ذکر را بینی تو را حسرتی پیدا شود که آن را نهایتی نباشد و از بهر اینْ خدای تعالی روز قیامت را روز تغابُن خوانده است که هیچ کس در آن روز از غَبْن خالی نباشد.

هدیه آسمانی

ای فرزند! از جمله اذکار مسبّحات عشر است. باید که بامداد و شبانگاه مسبحّات عشر برخوانی که مشتمل است بر قرآن و تسبیح و تهلیل و صلوات و دعا. ابراهیم تیمی که از اکابر [دین] است می گوید که: روزی در حرم مکه نشسته بودم. مردی بیامد و بر من سلام کرد که من هرگز از او نیکورویْ تر ندیده بودم، نور از روی مبارکش می تافت. گفتم وی را: تو کیستی و از کجا می آیی که من هرگز چون تو کسی ندیده ام؟

گفت: من خضرم، آمده ام تا تو را ببینم و با تو برادری کنم و هدیه ای آورده ام.

او را گفتم: آن هدیه چیست؟ گفت: این هدیه آن است که پیش از آنکه آفتاب برآید و پیش از آنکه آفتاب فرو نشیند هفت بار سوره فاتحه و هفت بار سوره قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و هفت بار سوره قُلْ اَعوُذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و هفت بار قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ و هفت بار سوره قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ و هفت بار آیة الکرسی و هفت بار سُبحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لااِلهَ اِلاّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ و هفت بار اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدِ النَّبیِّ الْاُمِّیِّ وَ عَلی آلِهِ وَ صَحَبِهِ وَ سَلَّمَ و هفت بار اللّهُمَّ اْغفِرْلی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمؤمِنینَ وَ المؤمنات وَ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ و هفت بار اللّهُمَّ افْعَلْ بِی وَ بِهِمْ عاجِلاً وَ آجِلاً فِی الدِّینِ وَ الدُّنیا وَ الْآخِرَةِ ما اَنْتَ لَهُ اَهْلٌ اِنَّکَ غَفوُرٌ رَحیمٌ جَوادٌ کریمٌ رَؤُفٌ رَحِیمٌ.

ابراهیم تیمی گوید که: چون خضر علیه السلام این کلمات برخواند وی را گفتم که: این هدیه به تو که داد؟ گفت: حضرت رسول صلی الله علیه و آله و این را مسبّحات عشر خوانند. چون حضرت رسول صلی الله علیه و آله را بینی ثواب این را از وی بپرس، این بگفت و از چشم من غایب شد.

پس من بعد از مدتی شبی در خواب دیدم که فرشتگان از آسمان فرود آمدند و مرا برگرفتند و بر آسمان بردند که وصف آن نتوان کرد. از آنْ میوه ها خوردم و در آنْ کوشک ها تماشا کردم. از فرشتگان پرسیدم که این حور و قصور و این نعمت ها و کرامت ها که راست؟ گفتند: خواننده مسبّحات عشر را.

تلاوت قرآن

ای فرزند! باید که پیوسته به تلاوت قرآن مشغول باشی. حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرمایند که: فاضل ترین عبادت امت من قرآن خواندن است، و دل ها را زنگار گیرد چون آهن. گفتند: تدارکات آن چیست؟ فرمودند که: یاد مرگ و خواندن قرآن اگر از بر توانی خواندن بخوانی و اگر یاد نداری از مصحف بر خوانی تا چشم را نیز از وی فضیلت و نصیب باشد، اگر هفته ختم توانی کرد بهتر باشد و الا در دو هفته و اگر نه هر ماهی ختمی کنی و اگر مشغول کار دنیا باشی و نتوانی زنهار [و هزار زنهار].

هر سال چنان کن که در ماه های شریف چون رجب و شعبان و رمضان یک ختم بخوانی اما به شرط آن که دلْ حاضرْ داری و در معنی آیاتْ اندیشه کنی. و باید که دل تو به قرآن باشد که چون به آیت رحمت رسی شاد گردی و از خدای تعالی رحمت سؤال کنی و چون به آیه عذاب رسی به دلْ با خدای تعالی پناه بری و همگی چنین خوانی و پیش از [خواندن] قرآن اَعُوذُ بِاللّه ِ مِنَ الشَّیْطِانِ الرَّجِیمِ بگویی و چون فارغ شوی این دعا را دست برداشته بخوانی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله [این دعا را] می خوانده: اللّهُمَّ ارْحَمْنِی بِالْقُرآنِ وَ اجُعَلْهُ لِی اِمامآ وَ نُوراً وَ هُدیً وَ رَحْمَةً

خواندن سوره اخلاص

ای فرزند! اگر کسی قرآن نداند و قدرت آن ندارد که قرآن بیاموزد باید که چون آفتاب برآید قُلْ هُوَ اللّه ُ اَحَدٌ بخواند که فضل آن بزرگست و ثواب آن بسیار. انس بن مالک گوید که پیغمبر صلی الله علیه و آله گفت: هر آن بنده ای که بامداد نماز کند همچنان نشسته روی به قبله صد بار قُلْ هُوَ اللّه ُ اَحَدٌ بخواند هر گناه که میان وی و خدای تعالی باشد بیامرزد که هیچ کس بر آن مطلع نباشد جز خدای تعالی، و هم چنین حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرموده که هر که سه بار قُلْ هُوَ اللّه ُ اَحَدٌ بخواند آن چنان بود که جمله قرآن خوانده باشد.

هم صحبت نیک

ای فرزند! هم صحبتِ نیک جو که مَثَل هم صحبت نیک همچون مُشک فروش است که اگر با مُشک فروش نشینی اگر خواهی و اگر نخواهی جامه تو بوی مُشک گیرد و از رایحه آن محفوظ گردی و مَثَل هم صحبت بد همچون دکان مرد آهنگر است که چون آن جا نشینی اگر خواهی و اگر نخواهی از اثر آتش وی متأذی گردی.

یاد آخرت

ای فرزند! اگر چنان که صحبت با کسی اتفاق افتد که دنیا را بر دل تو سرد کند و رغبت آخرت در دل تو زنده کند، زنهار که دامن وی به دست جان سخت گیری که وی اگر چه به صورتْ آدمی نماید، لیکن به حقیقتْ فرشته است. و اگر صحبت با کسی دست دهد که دوستی دنیا و مال دنیا در دل تو شیرین کند و یاد کردِ آخرتْ از دل تو دور کند زنهار که زود صحبت از او قطع کنی که اگر چه به صورتْ آدمی بود اما به حقیقتْ همنشین دیو گشته ای و تو را به أَسُفَلُ السّافِلین دلالت می کند و در کلام مجید می فرماید: ای وای بر من! کاشکی فرا نمی گرفتم فلان را دوست و او را نمی شناختم.

اهلِ دل

ای فرزند! چون صحبت اهل دلی دست داد زنهار که دامن وی از دست ندهی اگر چه به صورتْ درویش بود اما به معنیْ بیش بود و چندان که توانی با وی نیکویی کن به لقمه و کسوه و غیره و آن چه ممکن بود. و به هیچ وجه از وی جدایی مکن که آفتِ آن عظیم بود و به ترک صحبت وی، ترکِ جمعیت دین و دنیای خویش کرده باشی.

ای فرزند! نصیحتی چند است که این پدر می کند و می گوید گوش دار و [زنهار] فراموش مکن. وصیتْ آن است که عمر عزیز را که هر نَفَس از او گوهری است که قیمت ندارد به هرزه تلف نکنی و از هوا و طبیعتْ دور باشی و به خدا و شریعتْ نزدیک؛ و بدانی که عمر البته به سر خواهد شد و مرگ خواهد رسید و چون تو در راه شریعت به طاعتْ مشغول باشی هم تو را ثواب باشد در آخرت و هم مرا راحت.

پدیدآورنده: حافظ حسین کربلایی تبریزی

http://www.hawzah.net

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2003  www.momenin.org